مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

238

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> از قرآن وروايت از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم [ غير از آنچه در دسترس مردم است ] شنيده‌ام وبعد تصديق آنچه را شنيده بودم ، از تو شنيده‌ام ودر دست مردم مواردى فراوان از تفسير قرآن واز أحاديث منقول از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ديده‌ام كه مخالف با گفتهء سلمان ومقداد وأبو ذر است وگمان آنان اين است كه آن‌ها نادرست است . آيا به نظر شما ، ايشان عمداً به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دروغ مىبندند وقرآن را با نظرات شخصي خود تفسير مىكنند ؟ سليم بن قيس گويد : علي عليه السلام رو به من كرد وگفت : « حال كه سؤال كردى ، جواب را خوب درياب . در ميان مردم حق وباطل ، راست ودروغ ، ناسخ ومنسوخ ، خاص وعام ، محكم ومتشابه ، وچيزهايى كه واقعاً به خاطر دارند وآنچه ناشى از پندار آنان ونادرست است ، همه وجود دارد . در زمان خود رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چندان دروغ به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داده شد كه به ايراد خطابه برخاست وفرمود : « اى مردم ! دروغ بستن به من بسيار شايع شده است . هركه از روى عمد به من دروغ بسته است ، جايگاهش را از آتش برگزيند . » پس از سپرى شدن زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نيز هم‌چنان به آن حضرت دروغ بستند ؛ جز اين نيست كه حديث را ( يكى از اين ) چهارگونه شخص براي تو نقل مىكند وآنان را پنجمى نيست ( بيرون از اين چهار قسم نيستند ) : 1 . شخص منافقى كه تظاهر به ايمان مىكند وبه طور ساختگى اسلام را به زبان دارد ، از آلودگى به گناه خوددارى نمىكند واز اين عمل ناروا كه عمداً به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دروغ ببندد ، پروا ندارد . اگر مردم بدانند كه چنين كسى منافق ودروغگوست ، از أو حديث را نمىپذيرند وتصديقش نمىكنند ؛ ولى متأسفانه آنان با خود مىگويند : اين شخص از أصحاب است وبا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم سابقهء صحبت داشته وآن حضرت را ديده واز أو حديث شنيده است . [ پس حديثش را از أو مىپذيرند ؛ در صورتي كه از چگونگى حال أو خبر ندارند ] وخداى تعالى از وجود منافقان به تو خبر داده ، بدان خبرها كه از منافقان داده ، تو را باخبر ساخته ، وبدان وصف‌ها كه از ايشان كرده وچگونگى آنان را بيان فرموده است . خداى عز وجل مىفرمايد : « چون آنان را ببينى ، پيكرهايشان تو را به شگفتى وا دارد واگر سخن بگويند ، به گفتارشان گوش فرا دهى . » اين منافقان پس از رسول‌خدا صلى الله عليه وآله وسلم همچنان باقي بودند وخود را به سردمداران گمراهى ودعوت‌كنندگان به آتش دوزخ از راه نادرستى ونيرنگ ودروغ وبهتان نزديك ساختند تا اين‌كه مقام فرماندارىها را به آنان سپردند وآنان را بر گردهء مردم بار كردند وبه وسيلهء آنان دنيا را به كأم خود كشيدند وچپاول كردند . مردم نيز پيوسته دنباله‌روى فرمانروايان خود ودنياطلبان هستند ؛ مگر كسى كه خداى عز وجل أو را نگه دارد . اين ، يكى از آن چهار نفر است . 2 . آدمي است كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چيزى را شنيده ولى آن را به همان صورت كه بيان شده ، درست به ياد نسپرده ولا جرم دچار خيال وگمان شده است وقصد دروغ گفتن ندارد . پس آن را كه توهم كرده است ، همان را به ياد دارد وهمان را مىگويد وهمان را عمل مىنمايد وهمان را روايت مىكند ومدعى است كه : « من آن را از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيده‌ام . پس اگر مسلمانان بدانند كه أو در حديث دچار گمان و